السيد مرتضى العسكري
545
عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى )
المنطقيين » مىنويسد ، و پيروانش مىگويند : « دكارت فرانسوى ( 1596 - 1650 م ) براى تشخيص خطا و صواب ، به جاى منطق ارسطاطاليس ، مقياس و ميزان جديدى اختراع كرد و تأكيد نمود : « اگر انسان در تفكر خويش مقياس اختراعى او را گام به گام دنبال كند راهى جز رسيدن به صواب ندارد ، و نتيجه به كارگيرى روش دكارتى يقينآور است . » ولى چنين نشد و اميدهاى برخاسته از روش دكارت در دوره معاصر ، به سرنوشت آمال مورد نظر در منطق ارسطو دچار آمد ، و مسائل مورد بحث - از پيش از ميلاد مسيح تا به حال - همچنان كه بود بر جاى ماند . « 1 » اين همان چيزى است كه بسيارى از انديشمندان مسلمان پيشين از جمله امام غزالى ( 450 - 505 ه ) را به سوى ترك و طرد روش عقلى راند ، غزالى در كتاب خود : « تهافت الفلاسفة » با دلايل عقلى آراى فيلسوفان را ردّ و باطل مىكند . دقت در اين كتاب غزالى گواه آن است كه : آن عقلى كه مبناى دلايل است ، همان عقلى است كه آنها را بر باد مىدهد ! غزالى اثبات مىكند كه از عقل انسانى در عالم الهيّات و اخلاق ، جز ظن و گمان دور از يقين چيز ديگرى تراوش نمىكند . فيلسوف اسلامى ابن رشد اندلسى ( متوفاى : 595 ه ) نيز در كتاب خود : « تهافت التهافت » آراى غزالى را رد كرده است . ابن رشد كسى است كه اثبات مىكند بين عقل صريح با نقل صحيح هيچگونه تعارضى نيست ، و اين از كتاب او : « فصل المقال بين الحكمة و الشريعة من الاتصال » روشن مىگردد . و شگفت آنكه او در اين موضعگيرى با « ابن تيميه » در كتابش : « موافقت عقل صريح با نقل صحيح » به يك نتيجه مىرسند . حال ، چگونه مىتوان ميان اين دو موضعگيرى ابن تيميه [ : ضديتش با روشهاى عقلى و موافقتش با حكم عقل صريح ] را جمع كرد نمىدانيم ؟ ! روش « اهل حديث » مكتب خلفا ، و « اخباريان » مكتب اهل بيت عليهم السّلام ، پيروى از ظواهر نصوص شرعى ، آيات و روايات ، و تلاش در پرهيز از « رأى و قياس » - در حد امكان -
--> ( 1 ) - دكتر عبد الحليم محمود : « التوحيد الخالص » ، ص 5 - 20 .